تبليغاتX
واینک شیدا...
 

بنگر!

بشنو!

با شمایم

اگرت توان ِنظاره و شنیدن باشد

شاید زیاده خواه شده ام

بارها خواسته ام که بگویم

اما توانم نبود

 

 

عجبا!!

در آن کوچه ي  وهم آلود

و صدای کوفتن بی پاسخ بر در

اگر زیاده خواه شده ام

التفاتی کن

باز کن دربِ امید

و نگاه کن

زندگی کوفتن ِ بی پاسخ بر در و کوبه ي کیست؟

شاید زیاده خواه شده ام

ولی هر چه هست همینم و خوشنود

 

 

گوش کن

گوش!

کسی میخواند تو را

به پاسخ دادنش تاملی بیش...!!

آری؟!!

نه؟!!

 

 

زندگی کوچه بن بست نیست

اما...کوچه ي تاریک!

ولی...کوفتن ِ بی حاصل

شاید...

به گمانم زیاده خواه نشدم

تو بگو

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391ساعت 8:51 قبل از ظهر  توسط داریوش.ریاحی  | 

 

نهاده ام 

 چتر دلم را  در تاقچه ی زمستان  

شگفتا !

هياهوي مدونيست 

درگلخند آسمان

 

  

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1391ساعت 10:7 بعد از ظهر  توسط داریوش.ریاحی  | 

 

                                                                                     

سال ۱۳۸۸مقاله ای در دانشگاه آزاد اسلامی دهاقان تحت عنوان (( باور ایرانیان بر قداست گندم ونان )) ارائه کردم ، اين تحقيق ثمره چند سال مطالعه و سختي ومرارت در جمع آوري اطلاعات می باشد ولي در نهايت خوشحال هستم که توانستم  گوشه ا ي پنهان از زواياي زندگي و باور اين مردم نيك انديش را به نگارش دراورم. 

هرچند اين مطلب خلاصه شده اصل مقاله ارائه شده می باشد ولی نویسنده بر این باور است که

خواننده میتواند کلیت موضوع را در یابد.

در ضمن این مقاله در  این سایت  به آدرس زیردر دسترس می باشد. 

 http://artshahrekord.ir/Default.aspx?page=16471

 

 

           (( باور ایرانیان بر قداست گندم ونان ))

 

 

هنگامی که در مورد آئین ها و باورهای مردم  ایران صحبت به میان می آید این اندیشه بر ذهن هر خواننده و علاقه مند به فرهنگ کشور متبادر می گردد،ملتی که همواره پیام آور یکتاپرستی،صلح، دوستی و مروت بوده چه نقش عظیم و غیرقابل انکاری در ساخته شدن و تعالی دیگر فرهنگ های دنيا ايفا كرده است .

فرهنگی که همواره به عنوان یک عنصر غالب میتوان به آن اشاره کرد، بطور مثال در زمان سلوکیه (312 تا 64 ق.م )که پس از مرگ اسکندر مقدونی  به وقوع پیوست و سرزمینهای متصرف شده وی بین سرداران وي  تقسیم گردید. بنحویکه مصر باستان به دودمان بطلمیوس و یونان و بخش های اروپايي آن به مقدونیان و ایران به سلوکوس اول رسید،مدت سلطنت سلوکیه بیش از 65 سال به درازا نینجامید و در نهایت پارتیان بر این دولت غلبه کردند،امری که در این 65 سال میتوان به آن اشاره کرد اینست که با تمامی تلاشهاي دولت سلوکیه در تحميل فرهنگ یونانی- مقدونی در ایران،این فرهنگ و آیین ایرانی بود که غالب گشت که به این دوران هلينسم نیز گفته میشود.

اما پس از ظهور اسلام و پذیرش آن توسط ایرانیان و هنگام حمله مغول به این مرز و بوم باز این فرهنگ اسلامی - ایرانی بر قانون یاسا  چیره و غالب گشت،نمونه بارز آن تشرف الجاتیو به دین مبین اسلام و برگزیدن نام سلطان محمد خدابنده بر روی خود است.

پس از این مقدمه نسبتا کوتاه به اصل موضوع اشاره می کنم:

((باور ایرانیان بر قداست گندم و نان از دوران كهن تاکنون ))

نگاه کنید اگر شخصی خرده نان یا تکه نانی را بر روی زمین ببیند با آن چه می کند؟

1-آنرا برداشته و به گوشه ای که زیر پا لگد نشود می گذارد

2-آنرا برداشته و می بوسد و به گوشه ای که زیر پا لگد نشود می گذارد.

این دو حرکت را بطور معمول و مرسوم می بینیم ولی شاید اکثر مردم دلیل آنرا به روشنی و وضوح نمی دانند.

رجعتی می کنیم به گذشته به آیین هایی که در دو کشور ایران و یونان باستان تقریبا بطور همزمان برگزار می گردید.

1-جشنواره تیرگان و مهرگان در ایران باستان

2-جشنواره انگور  در یونان باستان

مهرگان پس از نوروز نزد ایرانیان باستان از مهمترین جشنها محسوب میشده این جشن از شانزدهم مهر آغاز و در 21 مهرماه به پایان می رسیده است.

این جشن به پاس نعمتهایی که خداوندیکتا بر انسان ارزانی داشته و تحکیم دوستی و محبت میان انسانهاست.

مهرگان مانند نوروز دارای اعتدال کیهانی می باشد،اندازه شب و روز در هنگام مهرگان با هم برابر می شود و همچنین مهر برابر است با"پایان فصل کشاورزی"

از این رو زمان مناسبی برای جشن و شادی و استراحت کشاورزان محسوب میشده است.

سلمان فارسی می فرمایند: خداوند برای زینت بندگان خود"یاقوت"را در نوروز و "زبرجد"را در مهرگان بیرون آورد.

ابوریحان بیرونی در التفهيم می نویسد:

مهرگاه،شانزدهم روز است از مهرماه و نامش مهر

در هنگام این مراسم(مهرگان)میوه هایی همچون سنجد،انگور،انار،سیب،انجیر،فندق،گردو،خرما و خوراکیهایی همچون عصاره گیاه هوم که با آب یا شیر رقیق می شده فراهم می گردیده است.غله و حبوباتی همچون گندم و برنج و جو نخود و عدس و ماش نیز از دیگر الزامات برگزاری جشنهای مهرگان بوده است.

ایرانیان به پاس توجه خداوند بزرگ به مردم سرزمینشان و باروری زمینهای کشاورزی و برداشت محصول فراوان به برگزاری این جشن می پرداختند پس از پذیرش دین مبین  اسلام توسط ایرانیان این جشن همراه با سنتهای دینی آمیخته گردید به نحویکه یاد خداوند و ذکر صلوات بر محمد مصطفی(ص) از شاخصه هاي اين مراسم است .

اول تیر ماه هر سال جشن تیرگان در مناطقی از استان مرکزی به مرکزیت روستای زلف آباد فراهان برگزار می شود،این جشن به شکرانه برداشت گندم برگزار می شود و ریشه در باورهای مردم دارد که تا امروز ادامه داشته است.
نام دیگر جشن تیرگان،جشن گندم است و در طول حیات خود گر چه با تغییرات حرکت کرده اما از بین نرفته است.
در روز جشن تیرگان،مردم از تمام منطقه فراهان و شهرهای اطراف مانند آشتیان،تفرش و اراک در این محل جمع می شوند و برای خیر و برکت محصولات کشاورزی خود مراسم دعا و نیایش برگزار می کنند.
جشن تیرگان از زمانهای ایران باستان در روز سیزدهم تیر برگزار می شد،ولی سالهاست که در زلف آباد با گذشت زمانهای طولانی و با ترکیبی از آداب و رسوم محلی و مراسم مذهبی مانند تعزیه خوانی شکل مخصوص به خود گرفته است و همچنان تا به امروز اجرا می شود.
تاریخ این جشن به دلیل اینکه روز آغاز فصل تابستان فصلی پرکار برای کشاورزان و بلندترین روز سال است و همچنین شروع برداشت گندم به عنوان مهم ترین محصول کشاورزان این منطقه است،به اول تیر ماه تغییر یافته است.
نکته جالب در مورد جشن تیرگان گام به گام حرکت این جشن با باورهای دینی مردم است چنانکه امروزه تعزیه یکی از ویژگی ها و برنامه های این جشن باستانی است.

همچنین در برخی آبادیها و روستاهای ایران متداول است که برای شروع درو وچیدن گندم ها روز و ساعت خوشی تعیین می کنند و در آخرین روز درو و مقداری از گندم باقیمانده در یک قطعه زمین یک نفر ابياتي را با صدای خوش و بصورت نوحه می خواند وبقيه در حین درو گندم در پایان ِ هر بيت صلوات می فرستند.

نوحه خوان،اشعار را به نحوی می خواندکه با تمام شدن درو گندم اشعار نیز به پایان برسد.

به مناسبت پایان درو در هر خانواده به تناسب وسع مالی خویش به مقداری از نیازمندان و همسایگان طعامی می دهد،این طعام به نام جشن پایان درو گندم یا"صلوات نامه"معروف است که به منظور   شکرگزاری به درگاه خداوند و طلب خیر و برکت و زيادي دسترنج و رفع خستگی کارگران ترتیب داده می شود.

در حاليكه در ايران باستان به ميمنت برداشت محصول گندم ايرانيان قدر شناس خداوند بوده ودر همين احوال به نيازمندان كمك و سفره مي گستراندند، در ديگر تمدن قديم ان دوران يعني يونان

جشني ديگر برگزار مي گرديد.

شنيدن وخواندن  برگزاري اين جشن كه معروف به جشن انگور بوده خالي از لطف نيست ، البته نويسنده قصد ندارد بطور تفصيل به آن اشاره كند ولي گوشه اي از نحوه اجراي اين جشن ها كه همزمان با مراسمي همچون تيرگان و مهرگان بوده را بصورت خلاصه بيان مي كند.

در اين مراسم يونانيان پس از چهار مرحله اقدام به برداشت انگور از تاكستانها نموده وانرا براي ميگساري اماده مي ساختند. در مرحله پاياني اين جشن يونانيان به قدري در مصرف زياده روي مي كردند كه اغلب در هنگام اين جشنها آشفتگي هاي عظيم اخلاقي رخ مي داده .

در اين مراسم نه از كمك به نيازمندان ،نه سفره گستراني ، نه شكر گذاري به شيوه معمول و مرسوم خبري بوده ، تنها براي آن فرهنگ لحظاتي آني از خوشي زود گذر متصور بوده است .

 

با بررسی هرچند اجمالی و کوتاه این دو آیین در دو تمدن بزرگ آن زمان ایران و یونان به برخی واقعیت ها از لحاظ  متعالي بودن فرهنگ ایرانی می رسیم.

نویسنده براین باور است که این برداشت نه از سر خودخواهی بوده بلکه با توجه به تاریخ گذشتگان و اذعان بسیاری از مستشرقین همچنین ادله محکم ِ به وقوع  پیوسته ،در این مقوله بوده است.

اینکه ایرانیان همواره طالب صلح،دوستی ،آرامش،نوع دوستی و بالاخص یگانه پرستی و سپاس از خداوند بزرگ به دلیل نعمتهای بی شمارش بر خاک این سرزمین بوده بر کسی پوشیده نیست.

 

منابع :

 

مصطفي خلعتبري ليماكي

تاريخ طبري

التفهيم

تارخ نمايش- ملك پور

+ نوشته شده در  شنبه بیستم اسفند 1390ساعت 9:54 قبل از ظهر  توسط داریوش.ریاحی  |